|
برای این پست دو شعر گذاشتم یکی از ارباب خودم Anathema و دیگری از بازم ارباب خودم Beatles. این شعری که از آناثما میزارم دقیقا وضع حال مردم ایران رو به تصویر کشیده، کم مونده آخرش بنویسه تقدیم به ملت رنج کشیده ی ایران که بنظر من همه به دنبال آخرین آرزو هستند. وسطاشم صدای اذان یا قرآن به گوش میرسه که بنظر من !...! دومی هم از اونایی هست که هیچ ربطی به موضوع مد نظر شاعر نداره ولی من استنباط خودم رو ازش کردم و بغل این شعر گذاشتم بهر حال امیدوارم از این دو شعر استفاده کنید... A Dying Wish آرزوی مرگ I bear the seed of ruin من تخم فساد رو دربردارم A golden age* turned to stone یک دوران طلایی* به سنگ تبدیل شد Elysium... to dust بهشت ... به خاکستر For this, a tragic journey برای این ، یک سفر حزن انگیز A vision of a dying embrace تصوری از در آغوش کشیدن مرگ Scattered earth زمین تار و مار شده ...Silence سکوت.... Where Echonia wept جایی که اکونیا گریست I sank into the silent desert من در بیابان خاموش فرو رفتم ,Fallen am I ایا من سقوط کرده ام In the solitude of a broken promise در خلوت یک عهد شکسته شده I cried alone به تنهایی گریه کردم My empyrean is a scar عرش من اثر یک زخمه From the memory of her beautiful life از یادگار زندگی زیبای او ...Forever was her name همیشه نام او بود... Fulfilment lost in a lifetime of regret کاملا گمشده در عمری از پشیمانی Ornate peace would cover me آرامش ازلی میخواد منو دربرمیگیره As I would die now پس میخوام همین الان بمیرم For one last wish واسه آخرین آرزو .................................................................................................... Yesterday دیروز Yesterday, all my troubles seemed so far away دیروز ، انگار همه ی رنج هایم رخت بربسته بودند Now it looks as though they're here to stay ولی حالا مثل اینکه اومدند و قصد ماندن کردند Oh, I believe in yesterday اوه ، من به دیروز ایمان دارم Suddenly, I'm not half the man I used to be ناگهان ،اکنون من حتی نصف اون مردی که در گذشته بودم نیستم There's a shadow hanging over me سایه ای بالای سرم اویزان است Oh, I yesterday came suddenly اوه ، ناگهان به گذشته تبدیل شدم Why she had to go I don't know she wouldn't say برای چی او باید میرفت نمیدانم ، نمیخواست چیزی بهم بگه I said something wrong, now I long for yesterday چیزهای غلطی را بر زبان اوردم و حالا ارزوی گذشته را در سر دارم Yesterday, love was such an easy game to play دیروز ، عشق، بازی اسانی برای انجام دادن بود Now I need a place to hide away و حالا یک جا میخوام تا از نظر ها پنهان شوم Oh, I believe in yesterday اوه ، من به دیروز ایمان دارم Why she had to go I don't know she wouldn't say برای چی او باید میرفت نمیدانم ، نمیخواست چیزی بهم بگه I said something wrong, now I long for yesterday چیزهای غلطی را بر زبان اوردم و حالا ارزوی گذشته را در سر دارم Yesterday, love was such an easy game to play دیروز ، عشق بازی اسانی برای انجام دادن بود Now I need a place to hide away و حالا یک جا میخوام تا از نظر ها پنهان شوم Oh, I believe in yesterday اوه ، من به دیروز ایمان دارم Mm mm mm mm mm mm mm
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *Golden Age به معنای "اولین دوره دنیا، زمانی که انسان در شادی و پاکی به سر میبرد" نیز هست.
|
Welcome![]()
سلام
Home
|