|
سلام امشب یه سری مطلب از گروه بزرگ ثرش یعنی مگادث آماده کردم که امیدوارم به دردتون بخوره... مختصری از بیو گرافی: مگادث دیگه احتیاجی به معرفی نداره و اکثر دوستداران ثرش متال این گروه بزرگ رو میشناسن. منتها به خاطر محبوبیت بیش از حد متالیکا عده ای از متالبازا به این گروه به چشم رقیب متالیکا نگاه میکنن و دل خوشی ازش ندارن. اما اینطور نیست و حتی اگه چنین چیزی هم باشه این باعث نمیشه قدرت این گروه تو ثرش متال نادیده گرفته بشه... با این حال من یه توضیح کوچیکی در مورد گروه میدم: مگادث که در 1983 بعد از جدایی دیو ماستین از متالیکا تشکیل شد تا کنون 11 آلبوم استادیویی، 6 آلبوم زنده، دو EP، 30 تک آهنگ و 32 موزیک ویدیو منتشر کرده... مگادث کلاً تو سبک های Thrash, Speed و Heavy Metal فعالیت کرده و همراه با METALLICA و Mercyfull Fate از پیشگامان ثرش هست. در زیر لیست آلبوم های استادیویی منتشر شده از گروه رو میبینید: 1985: Killing Is My Business... and Business Is Good! 1986: ؟Peace Sells... but Who's Buying 1988: !So Far, So Good... So What 1990: Rust in Peace 1992: Countdown to Extinction 1994: Youthanasia 1997: Cryptic Writings 1999: Risk 2001: The World Needs a Hero 2004: The System Has Failed 2007: United Abominations در سال 2002 دیو برای عمل سنگ کلیه به بیمارستان میره و طی درمان عصب بازوی چپش چپش آسیب میبینه که عده ای میگن به خاطر تزریق بیش از حد هروئین بوده. به هر حال درست مشخص نیست دلیلش چی بوده ولی این باعث میشه که دیو ماستین اعلام کنه که مگادث رو به هم زده. اما پس از 4،5 ماه بازوی دیو بهبود پیدا میکنه گروه دوباره جمع میشه و دو آلبوم بعدی منتشر میشه. اعضای کنونی گروه Dave Mustain و Chris Broderick به عنوان گیتاریست، James Lomenzo به عنوان بیسیست و Shawn Drover به عنوان درامر گروه هستند. ............................................................................................. اما اصل مطلب: دانلود آلبوم United Abominations Never Walk Alone... A Call To Arms ............................................................................................................. اما این پست هنوز تموم نشده... در آخر معنی ترانه The Disintegrators که در سال 1997 در آلبوم Cryptic Writings منتشر شد رو گزاشتم تا دیگه حسابی حال کنین: The Disintegrators متلاشی کننده ها The slayer's arrived قاتل، رسیده روی اسبی فلزی رنج داره میاد جهنم روی دو چرخ در سایه ها پنهان شو و منتظر شکست باش یا تمام عمر رو مبارزه کن و آزادی رو انتخاب کن ما میگیم "مجازات" ما میگیم خوشبختی در "انتقام و کینه" هست ما میگیم "انقلاب" با یک مشت محکم آهنین از جاده پایین میاد هر حرکتی رو میبینه بر درها میکوبه و میگیره آنچه رو که ما انتخاب کردیم بی قانونی داره به شهر میاد یه تاخت و تاز آتشین یه ویرانگری کامل متلاشی کننده ها بی قانونی داره به شهر میاد Here it comes میاد همینجا Burning it down to the ground یه ویرانگری کامل متلاشی کننده ها مگادث تو این شعر روحیه ی انقلابی ثرش متال رو خیلی عالی و آشکار با یه آهنگ واقعا تاثیرگذار بیان میکنه. به جرئت میشه این آهنگ رو از بهترین های ثرش دونست. لینجا دیگه گروه ما رو به انقلاب تشویق نمیکنه بلکه میگه "باید" انقلاب کنی: We say "retribution" ما میگیم "مجازات" ما میگیم خوشبختی در "انتقام و کینه" هست ما میگیم "انقلاب" با یک مشت محکم آهنین و میگه اگه بخوای منتظر باشی مطمئن باش شکست میخوری...
یه سوال: آیا درباره دیو ماستین درست قضاوت می کنیم؟ تقریبا هرکس طرفدار متالیکاست (از جمله خودم تا همین امروز) از دیو ماستین یا از گروه مگادث بدش میاد چون این گروه به خاطر رقابت با متالیکا شکل گرفت. اما امروز من با دیدن فیلم Some Kind Of Monster نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم با این پست نظر دیگران رو هم عوض کنم. این که نمیشه هر کس از متالیکا خارج شد بگیم آدم نفرت انگیزی بود! الان کدوم ما می تونیم بگیم از جیسن بدمون میاد. با اینکه کار جیسن خیلی بدتر از دیو بود، دیو از گروه اخراج شد چون صلاحیت نداشت ولی جیسن خودش گروه رو ترک کرد... حالا واسه اینکه مطلب باز بشه من گفتگو بین لارس و دیو رو که تو فیلم هم هست رو واستون ترجمه کردم : دیو - من مردم رو تو کل دنیا دیدم که میگن کرک عجب گیتاریسته عالی هست و من یه تیکه آشغالم. من از متالیکا بیرون شدم. و واسه اونا به اندازه کافی خوب نبودم و یه بازنده بودم و باید تقریبا 20 سال با این موضوع کنار میومدم و این تجربه وحشتناکی بود. لارس این سخت بود. سخت بود ببینم شما هر کاری می کنید به هدف می رسه و هرکاری من می کنم یه نتیجه معکوس لعنتی میده! و من میدونم که خیلیا هستن که فکر می کنن این نتیجه های معکوس واسه من موفقیت هستن... 'و تو فکر می کنی من خوشحالم که همیشه شماره 2 باشم؟ نه! 'می دونی؟ شما الان به جایی رسیدید که من 13،14 سال پیش رسیدم. (منظورش وضع بد روحی گروهه) میدونی؟ من هیچوقت این شانس رو نداشتم که با تو صحبت کنم، هرگز با رفیق کوچولوی دانمارکیم حرف نزدم. میدونی؟... (با حسرت) من یادمه روزی رو که من و تو داشتیم درباره این حرف میزیم که یه چاله بکنیمو بریم تو زمین حشیش بکشیم! و میدونی؟ ما هیچوقت خیلی ازین لحظات نداشتیم. لارس- آیا من احساس گناه می کنم؟ آره میکنم... اما با این حال سخته که درک کنم احساسی که تو داری، وقتی به 20 سال پیش نگاه می کنی، در متالیکا جا گرفته. - خیلی خب. بذار خیلی ساده توضیح بدم. 'من هیچ چیز ندارم، بعد همه چیز دارم، بعد دوباره هیچی ندارم. این راحت بود که من از هیچی به همه چیز برسم و دوباره به هیچی. اما انگار یه نفر هست که پشت سرمو گرفته و منو زیر اب نگه داشته و همه چی رو واسم سخت تر میکنه. من از هر درگیری پاک شدم. من ابدا قرار نبود اینجا باشم. من فقط یه جای خالی رو پر میکردم. من یه عضو موقتی بودم. من یه بازنده آشغال بودم، یه مست، من بیرون شدم، همه چیز های ترسناکی که بی درنگ بعد از اخراج من گفته شد. من قبول دارم باید اخراج میشدم چون خطرناک بودم؛ به خاطر بیماریم(اعتیاد به الکل). اما دیدن این همه سال... گروه به موفقیت های پشت سر هم ادامه میده و ما هیچ وقت مورد توجه نبودیم. یادته چجوری بیرون شدم، خدای من ، لارس، شما اومدید منو بیدار کردید و گفتید: "میدونی چیه؟ تو اخراجی! " من پرسیدم: "چی؟ بدون هیچ اخطاری؟" گفتم: "هیچ شانس دیگه ای ندارم؟!" و شما گفتید: "نه. برو." خدایا من هیچ شانسی نداشتم! شاید... شاید واسه خیلی آدما 18 سال زمان زیادیه ولی واسه من انگار دیروز بود که بیدار شدم و به کسایی نگاه کردم که دوسشون داشتم، خانواده من بودن. تو باید یادت بیاد. من تنها کسی که داشتم مادرم بود... من تنها کسی که داشتم تو و جیمز بودید... ما با هم رویاهایی داشتیم... و من همه چیزمو دادم تا به اون رویا برسم. و بعدش اون تموم شد! من با کاری که کردید موافقم. به خاطر بیماریم. - این فقط... - خودتو گول نزن. - منظورت چیه؟ - منظورم اینه که اگه یه جوری می گفتید مشکل من الکله... خب... من وقتی هوشیارم خیلی با موقع مستیم فرق میکنم. ما هیچ وقت امتحان نکردیم. این نتیجه می داد؟ به اندازه ای که من دوست داشتم با شما رفقا باشم؟ مطمئنم که تیجه می داد. میدونی؟ اگه من تو یه پارتی بودمو میدیدم دوباره یکی بهت گیر میده من تو یه ثانیه پاشو میشکستم. این طبیعت منه! من مواظب کسایی که دوست دارم هستم. و میدونی؟ من هربار فیل رو میبینم ناراحت میشم. اما نذاشتم اذیتت کنه. - فیل کیه؟ - سندووال. بچه سنت آرمورد. یادت نیست پاشو شکستم؟! - یادم نیست که اون بود ولی اون اتفاق یادمه. - آره. اون انداختت زمین و من مطمئن شدم که دیگه اذیتت نمی کنه. "حق نداری به بچه های گروه من دست بزنی!" - ... - ... - من یه تصور روشن داشتم که فکر نمیکنم به تو گفته باشم، اما شبی که ما تصمیم گرفتیم تو بری و ما شو اجرا کردیم، منو تو نشسته بودیم فکر میکنم یه خورده ماری جوانا هم زده بودیم. و من یادمه که من غرق فکر و غمگین بودم. به خاطر چیزایی که قرار بود بعدا اتفاق بیفته. نمیگم که تو تصمیم به رفتن تو من نقشی نداشتم. اما اون موقع احساس غم و گناه می کردم. چون می دونستم اگه از اغراق و این مضخرفات بگذریم تو آدم ضعیف و کم طاقتی بودی. و فکر میکنم به خاطر همین بود که خواستم بری. - من ازت ناراحت نیستم لارس. - می دونم که نیستی. - میدونی؟ من از هیچ کس هم چیزی نمی خوام. من هنوز رویاهام رو دارم. و خوشحالم که جیمز داره خوب میشه(ترک اعتیاد). واقعا خوشحالم... کاش جیمز اینجا بود. کاش "کلیف" اینجا بود... - فکر می کنم می دونم باعث چه دردی در تو شدم... - این چیزی نیست که گفتم... تصوری داری از... - از وضعیتی که تو رو انداختم توش؟ - نه نه نه، از وضعی که خودم گرفتارش شدم. منظورم اینه که مردم از من بدشون میاد به خاطر شما! میدونی؟ من میرم تو خیابون و میشنوم که یارو داد میزنه "متالیکا" و اونا به من متلک میزنن... منظورم اینه که وقتی متالیکا رو تو رادیو میشنوم میگم " اوه خدای من! من باید خاموشش کنم چون من همیشه دارم به این فکر میکنم که: ""من داغون شدم! 'من خیلی وقته منتظر این روز بودم... ولی به هر حال یکی دیگه که خیلی مهمه الان اینجا نیست. (جیمز رو میگه) - درسته! - آیا من الان ارزو دارم دوباره سال 1982 بود و شما میومدید منو بیدار می کردید و می گفتید" هی دیو تو باید بری سازمان ترک اعتیاد به الکل(AA)!"؟ آره. '... من واسه این شانس کاری نکردم...
|
Welcome![]()
سلام
Home
|