تبليغاتX
METAL DAY - ترجمه و تفسیر THE UNFORGIVEN III

METAL DAY

نتوانستم در برابر این شاهکار طاقت بیارم و ترجمیدمش با تفسیر که برید حال کنید:

                        

 

THE UNFORGIVEN III 

      

 

نابخشوده 3

 

How could he know this new dawn’s light

چطور میتوانست بداند که نور این طلوع جدید

Would change his life forever?

میخواهد زندگیش را برای همیشه عوض کند

Set sail to sea but pulled off course

رهسپار دریا شو ولی از قبل با مشکلاته راه کنار بیا

By the light of golden treasure

بوسیله ی نور گنجینه ی طلایی

 

Was he the one causing pain

ایا او تنها سبب درد بود؟

With his careless dreaming?

با رویاهای موهومش

Been afraid, always afraid

نگران باش،همیشه نگران

Of the things he’s feeling

از چیزهایی که او حس میکنه

He could just be gone

او فقط میبایست رفته باشه

He would just sail on

او فقط میخواست دریانوردی کند

He would just sail on

او فقط میخواست دریانوردی کند

 

How can I be lost?

من چگونه میتوانم گم بشوم؟

If I’ve got nowhere to go?

در صورتی که من هیچ جا برای رفتن ندارم

Searched for seas of gold

من  برای دریاهایی از طلا جستجو کردم

How come it’s got so cold?

چطوری اتفاق افتاد، اینچنین سرد شد؟

How can I be lost?

من چگونه میتوانم گم شوم؟

In remembrance I relive

من در گوش زد ها دوباره دارم زندگی میکنم

And how can I blame you

و چگونه میتوانم تو را مقصر بدانم؟

When it’s me I can’t forgive?

هنگامی که من مقصرم ایا میتوانم خودم را  ببخشم؟

 

These days drift on inside a fog

این روزها به سوی میان یک مه میلرزند

It’s thick and suffocating

مه ای که غلیظ است و خفه میکند

This seeking life outside its hell

این زندگی را بیرون از جهنم خودش جستجو میکند

Inside intoxicating

مسموم کردن درون

He’s run aground like his life

او همچون زندگی خود بر روی زمین میدود

Water’s much too shallow

آب بسیار کم عمق است

Slipping fast down with the ship

به همراه کشتیش به سرعت در حال لغزیدن به پایین است

Fading in the shadows now

الان در حال محو شدن در سایه هاست

 

A castaway

یک از کشتی ترک شده

Blame all gone away

همه ی ترد شدگان را مقصر بدان

Blame gone away

ترد شده را مقصر بدان

 

How can I be lost?

من چگونه میتوانم گم بشوم؟

If I’ve got nowhere to go?

اگر جایی برای رفتن انتخاب نکردم

Searched for seas of gold

من برای دریاهایی از طلا جستجو کردم

How come it’s got so cold?

چطوری اتفاق افتاد، اینچنین سرد شد؟

How can I be lost?

من چگونه میتوانم گم شوم؟

In remembrance I relive

من در یادگاری ها در حال زندگیه دوباره هستم

And how can I blame you

و چگونه میتوانم تو را مقصر بدانم؟

When it’s me I can’t forgive?

هنگامی که من مقصرم ایا میتوانم خودم را  ببخشم؟

 

Forgive me, forgive me not

ایا مرا می ببخشد یا نه؟

Forgive me, forgive me not

ایا مرا می ببخشد یا نه؟

 

Forgive me, forgive me not

ایا مرا می ببخشد یا نه؟

Forgive me, forgive me

مرا ببخش ، مرا ببخش

Why can’t I forgive me?

چرا من نمیتوانم من را ببخشم ؟

 

Set sail to sea but pulled off course

رهسپار دریا شو ولی از قبل با مشکلاته راه کنار بیا

By the light of golden treasure

بوسیله ی نور گنجینه ی طلایی

How could he know this new dawn’s light

چطور میتوانست بداند که نور این طلوع جدید

Would change his life forever?

میخواهد زندگیش را برای همیشه عوض کند

 

How can I be lost?

من چگونه میتوانم گم بشوم؟

If I’ve got nowhere to go?

در صورتی که من هیچ جا برای رفتن ندارم

Searched for seas of gold

من برای دریاهایی از طلا جستجو کردم

How come it’s got so cold?

چطوری اتفاق افتاد، اینچنین سرد شد؟

How can I be lost?

من چگونه میتوانم گم شوم؟

In remembrance I relive

من در یادگاری ها در حال زندگیه دوباره هستم

And how can I blame you

و چگونه میتوانم تو را مقصر بدانم؟

When it’s me I can’t forgive?

هنگامی که من مقصرم ایا میتوانم خودم را  ببخشم؟

 

از ابتدا میگویم این سه نابخشوده با هم ارتباط دارن و مثل یک سریال میمونند اولی نبخشیدنه دیگران بود و در تنهایی خود غرق شدن (نص صریح حضرت جیمز الن هتفیلد (ع) ) دومی که تابلو بود موضوع بخشیدنه دیگران بود چون در اخر کلید رو میده شخصیت اصلی و میگه کلید را بگیر و اما سومی ... سومی در مورد بخشیدن خویشتن هستش که البته اخرش دو به شک میمونه که میتونه ببخشه یا نه و صد البته دیگر نابخشودگان را هم مقصر میداند ولی میبخششون چون فقط سخن از مقصر بودنه.

در کل خط کلی این سه گانه بر تحمیله جامعه بر انسانه به طوری که در جایجای این  شاهکار شما سخنانه راوی را با جامعه که یک شخصیت شده است  میبینیم  به طوری که حتی راوی از فکر جامعه هم میگه که بطوره مثال این بیت : میخواهی زندگیش را عوض کنی اونو به سفر دریایی بفرست. حال بگزریم ، این بیت نشان دهنده ی ارمان هایی بی نتیجه و عبس است که جامعه برای نابخشوده (منو شما) درست میکنه دیگر همه میدانند که سفر دریایی برای دریاهای طلا سرکاریه. وی در این ارمان سازی تا جایی پیش میره که حتی به نابخشوده هشدار میدهند که این کاره خطرناکی هستش و چیز هایی را براش ارزش میکنن که در این راهه عبس او را راهنمایی کنه (مذهب یا هرچیزه دیگه...) و در ادامه باز هم راوی مغز گویای جامعه میشود که دارد با خودش کلنجار میرود( ایا او تنها مشکل بود) ولی در ادامه میگوید: همیشه باید نگران بود چرا که شاید چیزی را حس بکنه که خطرناک باشه (برای جامعه یا حکومت) و در ادامه با گفتنه او میخواست دریانورد بشه این کار را به خودش میقبولونه که درست باشه و به عبارتی سره خودشم کلاه میزاره که در ادامه علتش رو خواهید فهمید.                                                                                                   

در ادامه صحبت های نابخشوده را با خودش خواهیم شنید که دیگه شک کرده و یکدفه حس خودش را که بطوره مثال دریانوردی است را سرد میبیند و کسی جز خودش را مقصر نمیداند که گول خورده و از خودش میپرسد که ایا میتوان خودم را ببخشم و به این اذعان میکند که در اواری از تذکرها گوش زد ها و خاطرات دیگران زیسته است .                                                          

حال راوی به شرح حاله نابخشوده که زندگیش به سمت مهی میرود که نماد سردرگمی فرد هستش میپردازد و اینطور نشان میدهد که نابخشوده نمیداند به کجا برود چکار بکند و این مه سردرگمی هرلحضه دارد جانش را به لبش میرساند و همانند زندگیش که در حال دویدن روی زمین برای زنده ماندن بوده در حال دویدن است تا از جهنمی که درش گیر افتاده بیرون بیاید و زندگی را تجربه کند و همچنین حال دیگه ارمانی که برایش ساخته اند را مانند اب دریایی که بر ان کشتی میراند کم عمق میبیند و همراه با کامل کننده ی ارمانش یعنی کشتی به پایین در حال سقوط و غرق شدن و محو شدن در تاریکی است.                                                     

در این بین خودش را و همه ی جاماندگان از این بار کشتیه زندگی که همگی به سرنوشت او دچار شدند را مقصر میداند مقصر بلایی که گذاشتند بر سرشان بیاورد.

و به نظر بنده با جابجا اوردن بیت ها در اخر این معنی رسنده میشود که این ها هم این بلا را بر سر دیگران خواهند اورد. و به نظر من این دلیله ان بود که جامعه قبلی سر خودش هم کلاه میگذاشت چون او هم حکایت نابخشوده را تجربه کرده است .

و اما لینک دانلود : the unforgiven III

فکر نکنم که کسی لینک اهنگها رو دیگه بخواد ولی اگه کسی خواست بگه بزارم البته دوستان دیگر هم در پست قبلی قسمت نظرات لینک هایی دادند که میتونید از اونها استفاده کنید من هم با ترجمه هر اهنگ لینک دانلود رو براتون قرار میدم.

+نوشته شده در شنبه 1387/06/16ساعت6:10 AMتوسط Metaler | |